تنش در مرزها. حمله پاکستان به افغانستان نگرانیهای منطقهای را افزایش داده است
در منطقهای که سالها از جنگ، بیثباتی و رقابتهای ژئوپولیتیک رنج برده است، هرگونه درگیری نظامی تازه میتواند نگرانیهای جدی ایجاد کند. حمله گزارششده پاکستان به اهدافی در داخل افغانستان بار دیگر توجهها را به وضعیت حساس و شکننده مرز میان دو کشور جلب کرده است. این رویداد تنها یک حادثه نظامی نیست بلکه نشانهای از تنشهای عمیق سیاسی و امنیتی میان کابل و اسلامآباد نیز به شمار میرود.
پاکستان سالهاست نگرانیهای امنیتی خود را درباره حضور و فعالیت گروههای مسلح در نزدیکی مرز افغانستان مطرح میکند. مقامهای پاکستانی بارها ادعا کردهاند که برخی گروههای مسلح از خاک افغانستان برای انجام حملات علیه پاکستان استفاده میکنند. در مقابل بسیاری از مقامها و تحلیلگران افغان این ادعاها را رد کرده و تأکید میکنند که چنین حملات نظامی نقض حاکمیت ملی افغانستان محسوب میشود.
مرز میان افغانستان و پاکستان که به نام خط دیورند شناخته میشود یکی از پیچیدهترین و حساسترین مرزهای منطقه است. از زمانی که این خط در دوره استعمار بریتانیا ترسیم شد همواره منبع اختلافات سیاسی و تنش میان دو کشور بوده است. به همین دلیل هرگونه عملیات نظامی در نزدیکی این مرز میتواند به سرعت به یک بحران دیپلماتیک تبدیل شود.
ناظران منطقهای هشدار میدهند که ادامه چنین اقدامات نظامی میتواند بیثباتی در منطقه را افزایش دهد. افغانستان هنوز با چالشهای جدی اقتصادی و امنیتی روبهرو است و هرگونه تشدید تنش با همسایگان میتواند وضعیت مردم این کشور را دشوارتر سازد.
در عین حال یک پرسش مهم از سوی بسیاری از ناظران و شهروندان مطرح میشود. چرا زمانی که چنین حملاتی رخ میدهد بررسی و پرسشگری جدی در سطح بینالمللی دیده نمیشود. آیا قابل قبول است که یک کشور قدرتمندتر بتواند در داخل خاک یک همسایه آسیبپذیر که با مشکلات اقتصادی و انزوای سیاسی روبهرو است عملیات نظامی انجام دهد.
برخی منتقدان میگویند اگر چنین اقدامی در بخشهای دیگر جهان رخ میداد احتمالاً واکنشهای دیپلماتیک گسترده و بحثهای جدی جهانی را به دنبال میداشت. آنان باور دارند که اصولی مانند حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و احترام به قوانین بینالمللی باید برای همه کشورها به صورت یکسان تطبیق شود، از جمله برای افغانستان.
این موضوع همچنین پرسشهای بزرگتری را درباره واکنش جامعه جهانی مطرح میکند. چرا جهان پاکستان را به طور جدی درباره چنین اقداماتی مورد پرسش قرار نمیدهد. صدای سازمان ملل متحد کجاست. قدرتهای بزرگ جهان که همواره درباره قانون بینالمللی و ثبات جهانی سخن میگویند در چنین لحظاتی کجا قرار دارند. در نهایت بسیاری از مردم این پرسش عمیقتر را مطرح میکنند که نظام جهانی به کدام سمت در حرکت است. اگر کشورهای کوچک و آسیبپذیر بتوانند با واکنش محدود جهانی هدف عملیات نظامی قرار گیرند آینده نظم جهانی چگونه خواهد بود.
در عین حال بسیاری از کارشناسان باور دارند که راه حل پایدار برای چنین اختلافاتی در میدان جنگ نهفته نیست بلکه در گفتوگوی سیاسی و همکاریهای امنیتی میان دو کشور قرار دارد. افغانستان و پاکستان دارای پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و اقتصادی هستند و میلیونها نفر از مردم دو کشور در طول دههها در دو سوی مرز زندگی کردهاند. از همین رو ثبات در روابط کابل و اسلامآباد نه تنها برای این دو کشور بلکه برای امنیت کل منطقه اهمیت دارد.
جامعه جهانی بارها از هر دو طرف خواسته است که از تشدید تنش جلوگیری کنند و اختلافات خود را از راه دیپلماسی حل نمایند. تجربه درگیریهای گذشته نشان داده است که برخوردهای مرزی معمولاً تنها بیاعتمادی را افزایش میدهد و رسیدن به راه حلهای پایدار را دشوارتر میسازد.
در نهایت بسیاری از مردم افغانستان امیدوارند که آینده منطقه نه با صدای انفجار بلکه با گفتوگو، همکاری و توسعه اقتصادی شکل بگیرد. صلح و ثبات پایدار در این بخش از آسیا تنها زمانی ممکن خواهد شد که کشورهای منطقه بتوانند اختلافات خود را از راه دیپلماسی و احترام متقابل حل کنند.
نور وجوهات