از دیدگاه من، این برنامه می توانست یک برنامه بسیار مهم درباره تاریخ معاصر افغانستان باشد و برای نسل های آینده نیز درس ها و پندهای ارزشمندی داشته باشد. اما متأسفانه در پایان احساس کردم که برنامه به نتیجه ای که از چنین بحث مهمی انتظار می رفت، نرسید.

مشکل اساسی از نظر من، نبود توازن در برنامه بود. گرداننده برنامه، آقای هوتکی، و مهمانان محترم، آقای سید عبدالله کاظم و خانم نصیبه اکرم حیدری، دیدگاه های نسبتاً نزدیک و مثبت نسبت به داود خان داشتند. وقتی همه کسانی که در یک بحث تاریخی حضور دارند، تقریباً از یک زاویه به موضوع نگاه کنند، بیننده فرصت شنیدن استدلال جدی طرف مقابل را از دست می دهد.

در یک برنامه مسلکی، وظیفه گرداننده تنها تعقیب صحبت های مهمانان و مطرح کردن سوال های تکمیلی نیست. گرداننده باید بتواند سوال های دشوار مطرح کند، بعضی ادعاها را به چالش بکشد و در موارد لازم از مهمان بخواهد که برای گفته های خود دلیل و سند ارائه کند.

بی طرفی یک ژورنالیست به این معنا نیست که خودش هیچ نظری نداشته باشد، بلکه به این معناست که در جریان برنامه اجازه ندهد نظر شخصی او بر شیوه سوال کردن و اداره بحث تأثیر بگذارد.

موضوع مهم دیگر، نبود دیدگاه طرف مقابل بود. وقتی یک شخص، یک روایت یا یک ادعا در یک برنامه مورد انتقاد قرار می گیرد، انصاف حکم می کند که تا حد امکان همان شخص یا کسی که بتواند دیدگاه او را نمایندگی کند نیز فرصت پاسخ داشته باشد.

اگر حضور آن شخص ممکن نباشد، حداقل گرداننده می تواند استدلال ها و پاسخ های او را مطرح کند و از مهمانان بخواهد که به آنها جواب بدهند.

به نظر من، هدف یک مناظره تاریخی نباید این باشد که گرداننده یا مهمانان نتیجه را از قبل برای بیننده تعیین کنند. باید شواهد، روایت های مختلف و استدلال های موافق و مخالف در برابر مردم گذاشته شود تا خود بیننده با تعقل و قضاوت خود به نتیجه برسد.

من یک برنامه مناظره ای خوب را تا اندازه ای به یک محکمه تشبیه می کنم. نه به این معنا که تلویزیون واقعاً محکمه است، بلکه از نظر رعایت انصاف.

در محکمه تنها سارنوال صحبت نمی کند. وکیل مدافع نیز حضور دارد و فرصت دفاع دارد. قاضی باید سخنان، اسناد و دلایل هر دو طرف را بشنود و بعد قضاوت کند.

در یک برنامه تلویزیونی نیز گرداننده نباید در نقش وکیل یک طرف ظاهر شود. وظیفه او این است که زمینه ای فراهم کند تا دیدگاه های مختلف مطرح شوند، پرسش های دشوار پرسیده شوند و بیننده بتواند خودش قضاوت کند.

البته توازن به این معنا نیست که هر ادعای بدون سند را باید در برابر یک واقعیت ثابت شده قرار داد. توازن واقعی یعنی هر دیدگاه جدی و مرتبط فرصت مطرح شدن داشته باشد و همه طرف ها در برابر سوال، نقد و سند قرار بگیرند.

من در این موضوع از شخص خاصی طرفداری نمی کنم. طرفداری من از یک اصل است.

اگر ما واقعاً می خواهیم تاریخ افغانستان را برای نسل های آینده بررسی کنیم، باید اجازه بدهیم اسناد، روایت های مختلف، پرسش های دشوار و دیدگاه های متفاوت در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

تاریخ زمانی برای نسل آینده ارزش پیدا می کند که ما از آن برای شناخت اشتباهات و موفقیت های گذشته استفاده کنیم، نه برای دفاع از شخصیت های مورد علاقه خود یا محکوم کردن مخالفان خود.

به همین دلیل، از دیدگاه من این برنامه با وجود اهمیت موضوع، از نگاه توازن و شیوه مناظره می توانست بسیار مسلکی تر و مؤثرتر باشد.

امیدوارم آقای هوتکی در برنامه های آینده، به خصوص در موضوعات حساس تاریخی، زمینه حضور دیدگاه های متفاوت و پرسش های چالش برانگیز را بیشتر فراهم کنند.

در نهایت، بهتر است نتیجه را نه گرداننده برنامه تعیین کند و نه مهمانان؛ نتیجه را باید خود بیننده، بر اساس شواهد، منطق و استدلال تعیین کند.

نور وجوهات

Author