بعد از سخنان داکتر عایشه وهاب درباره افغانستان، واکنشهای بسیار متفاوتی دیدم. بعضیها از او حمایت کردند و بعضیها خیلی زود او را متهم به حمایت از طالبان، عادیسازی طالبان و حتی خیانت به افغانستان کردند.
اما فکر میکنم قبل از اینکه حکم صادر کنیم، چند سوال ساده باید بپرسیم.
اول، داکتر عایشه وهاب در کانگرس چه قدرت و مسئولیتی خواهد داشت؟
او تازه در یک انتخابات ویژه برای مجلس نمایندگان امریکا انتخاب شده است. هنوز باید ببینیم عضو کدام کمیته خواهد شد و چه اندازه در سیاست خارجی امریکا نقش خواهد داشت.
اگر روزی در کمیتهای قرار بگیرد که مستقیماً با سیاست خارجی و افغانستان ارتباط داشته باشد، طبیعی است که سخنان و تصمیمهای او اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اما یک عضو کانگرس، مخصوصاً یک عضو تازهوارد، به تنهایی سیاست امریکا در قبال افغانستان را تعیین نمیکند.
دوم، باید چیزی را نقد کنیم که واقعاً گفته شده است.
داکتر عایشه وهاب گفت امریکا باید با هر گروهی که در افغانستان در قدرت است راه دیپلماسی و رابطه را باز نگه دارد.
میتوان با این نظر موافق یا مخالف بود.
اما دیپلماسی با به رسمیت شناختن یک حکومت یکی نیست.
گفتگو با طالبان به این معنا نیست که طالبان را قبول داریم، همانگونه که گفتگو با یک دشمن به این معنا نیست که با او دوست شدهایم.
اگر کسی معتقد است گفتگو با طالبان اشتباه است، حق دارد دلیل بیاورد و آن را نقد کند.
اما اگر میگوییم داکتر عایشه وهاب خواهان مشروعیت بخشیدن به طالبان شده است، باید نشان بدهیم کجا چنین چیزی گفته است.
سوم، نباید بخش دیگری از سخنان او را فراموش کنیم.
او در همان مصاحبه از وضعیت زنان و کودکان افغانستان انتقاد کرد و گفت جلوگیری آنان از رفتن به مکتب و داشتن زندگی عادی، آینده افغانستان را به سوی فاجعه میبرد.
پس نمیتوان یک جمله او را گرفت و بقیه سخنانش را نادیده گرفت.
اما در سخنان خود داکتر عایشه وهاب نیز یک مشکل جدی میبینم.
او از «گروههای جنگسالار» صحبت کرد و گفت گروههایی غیر از طالبان برای قدرت تلاش میکنند و منافع شخصی خود را بر منافع افغانستان ترجیح میدهند.
این حرف نیاز به توضیح دارد.
داکتر وهاب، منظور شما از جنگسالاران دقیقاً چه کسانی است؟
آیا منظور شما قومندانان و گروههای مشخصی است که سابقه جنگ، قدرت شخصی و نیروهای مسلح داشتهاند؟
یا هر کسی که امروز در برابر طالبان مقاومت میکند، از نظر شما جنگسالار است؟
این دو کاملاً متفاوت است.
مخالف طالبان بودن کسی را جنگسالار نمیسازد، همانگونه که گفتگو با طالبان کسی را طالب نمیسازد.
اگر قرار است درباره افغانستان صحبت کنیم، باید کلمات خود را دقیق انتخاب کنیم، زیرا مردم افغانستان برای همین کلمات سالها خون دادهاند.
موضوع دیگری که در بعضی نوشتهها دیدم، برایم نگرانکنندهتر است.
کودکی داکتر عایشه وهاب، یتیم شدن او، خانوادهای که او را بزرگ کرده، قومیت او و اینکه تحت تأثیر چه کسی بزرگ شده است، نباید جای نقد سیاسی را بگیرد.
اگر دیدگاه سیاسی او اشتباه است، همان دیدگاه را نقد کنیم.
اگر از طالبان حمایت میکند، سند بیاوریم.
اگر درباره مخالفان طالبان بیانصافی میکند، از او توضیح بخواهیم.
اما نباید اختلاف سیاسی را دوباره به قومیت و گذشته خانوادگی یک انسان تبدیل کنیم.
افغانستان از همین نوع سیاست بسیار آسیب دیده است.
از طرف دیگر، افغان بودن داکتر عایشه وهاب نیز نباید برای او مصونیت سیاسی ایجاد کند.
اینکه یک زن افغانتبار برای نخستین بار وارد کانگرس امریکا میشود، میتواند برای بسیاری از افغانها باعث خوشحالی باشد. اما این افتخار نباید به چک سفید تبدیل شود.
هر سیاستمداری باید پاسخگو باشد.
اینجاست که مقایسه با داکتر زلمی خلیلزاد میتواند برای ما یک درس باشد.
داکتر زلمی خلیلزاد نیز افغانتبار بود و به بالاترین سطوح سیاست خارجی امریکا رسید. بسیاری از افغانها با عملکرد او موافق بودند و بسیاری دیگر، مخصوصاً درباره مذاکرات دوحه و توافق با طالبان، انتقادهای بسیار جدی از او دارند.
اما آیا تجربه داکتر خلیلزاد به این معناست که هر افغانتباری که وارد سیاست امریکا میشود، باید از همان روز اول داکتر خلیلزاد دوم تصور شود؟
به نظر من نه.
درس داکتر خلیلزاد چیز دیگری است:
نه به یک سیاستمدار فقط به خاطر افغان بودن اعتماد کامل کنیم و نه فقط به خاطر یک سخن، قبل از دیدن کارنامهاش او را خائن اعلام کنیم.
داکتر خلیلزاد را امروز میتوان بر اساس سالها مسئولیت، مذاکرات، تصمیمها و نتایج سیاستهایش قضاوت کرد.
داکتر عایشه وهاب هنوز چنین کارنامهای در کانگرس ندارد.
او تازه وارد این مرحله شده است.
بگذارید ببینیم در کدام کمیته قرار میگیرد.
بگذارید ببینیم چگونه رأی میدهد.
بگذارید ببینیم درباره حقوق زنان افغانستان چه میکند.
بگذارید ببینیم وقتی از جنگسالاران صحبت میکند، آیا حاضر است روشن بگوید منظورش چه کسانی هستند.
و اگر روزی سیاستی را حمایت کرد که به مردم افغانستان آسیب میرساند، همان روز با سند و دلیل نقدش کنیم.
حتی شدید نقدش کنیم.
اما یک جامعه سالم نه از سیاستمداران بت میسازد و نه بدون سند از آنها دشمن میسازد.
امروز وظیفه ما دفاع از داکتر عایشه وهاب نیست.
وظیفه ما محکوم کردن او هم نیست.
وظیفه ما پرسیدن، بررسی کردن و به یاد سپردن است.
سیاستمدار را نه از روی قومیتش میسنجند، نه از روی جنسیتش، نه از روی داستان کودکیاش و نه از روی شعارهایش.
سیاستمدار را با کارنامهاش میسنجند.
داکتر عایشه وهاب نیز نباید استثنا باشد.
نور وجوهات