نور وجوهات

من، نور وجوهات، و همسرم داکتر مریم همیشه معتقد بوده ایم که یکی از بهترین راه ها برای شناخت یک فرهنگ، تجربه غذاهای آن است. در جریان سفر ما به اروپا هفته گذشته در هالند ما رستورانت زیبای افغانی ساربان را کشف کردیم که واقعاً یک تجربه فوق العاده ای بود!

استقبال گرم با مهمان نوازی افغانی در رستورانت ساربان

وقتی در یک شب پاییزی سرد وارد ساربان شدیم، بلافاصله با گرمایی که مشخصه مهمان نوازی افغانی است، احاطه شدیم. فضا آرام و در عین حال شیک بود، با نورپردازی ملایم و دیکورشن متفکرانه که ما را از کوچه های تاریخی هالند به جاده ابریشم باستان منتقل کرد.

کارکنان با لبخندهای صمیمانه ای از ما استقبال کردند و احساس کردیم مهمان محترم خانه کسی هستیم، نه فقط مشتری یک رستورانت و این تجربه در ذات خود بی نظیر بود.

داستان  ساربان: فراتر از یک رستورانت

برای بسیاری از افغان ها و من که موسیقی عشقم است وقتی نام ساربان را میشنویم نا خود آگاه چهره یکی از هنرمندان ماندگار تاریخ موسیقی افغانستان استاد ساربان مرحوم در ذهن ما رقم میزند، اما برای من امروز نام ساربان یک تجربه دیگر را نیز ماندگار ساخته است.

آنچه  رستورانت ساربان را واقعاً خاص می کند فقط غذا نیست – هرچند به زودی به آن ضیافت باشکوه خواهیم رسید! این مأموریت زیبای پشت آن است.  ساربان که توسط خانواده علیزاده در سال ۲۰۱۰ تأسیس شد، از یک مکان واحد در تیلبورگ به چهار رستورانت پررونق در سراسر هالند رشد کرده است. اما موفقیت آن ها فقط با تعداد شعبه ها یا مشتریان راضی سنجیده نمی شود.

نام ” ساربان” به معنای “راهنما” است و این خانواده واقعاً به این نام عمل می کند. آن ها بیش از ۱۰۰ جوان با پیشینه پناهندگی را آموزش داده اند و نه فقط شغل، بلکه مسیرهایی به سوی استقلال و تعلق به آن ها ارائه کرده اند. هر هفته، آن ها به یک خانواده فقیر غذا می دهند. برنامه “شام با تأثیر” آن ها به این معناست که وقتی در  ساربان غذا می خورید، به شخص دیگری نیز یک تجربه شام فوق العاده می دهید.

به عنوان کسی که عمیقاً به مسئولیت اجتماعی اهمیت می دهم، این رویکرد را فوق العاده تأثیرگذار یافتم. این رستورانتی بود که آنچه را که همیشه باور داشته ام درک می کرد.

ضیافتی برای همه

ما مینوی سورپرایز را انتخاب کردیم و چه سورپرایزهای دلپذیری در انتظارمان بود! شب ما با منتو شروع شد – یکی از غذا های نفیس افغانی که قرن هاست در جاده ابریشم سفر کرده اند. منتو ما که با چکه وطنی، هر لقمه هماهنگی کاملی از بافت ها و طعم ها بود. پکوره های ذرت با طعم نعنایی مزه ی کوچه های کابل را تازه میکرد، در حالی که مرغ ملایم با مصاله ی ملایم افغانی که با نان سرو می شد (زیبا روی یک پایه به شکل افغانستان ارائه شده بود!) معطر و نرم بود.

آنچه بیشترین تأثیر را بر ما گذاشت این بود که کارمندان رستورانت هر غذا را توضیح میداند؛ نه فقط اینکه چیست، بلکه داستان پشت آن، چگونه تهیه شده و جایگاه آن در فرهنگ افغانی چه است. آرزو کردم که پسرم نیز با ما میبود تا بیشتر با تاریخ غذا های افغانی آشنا میشد چون این فقط سرویس نبود بلکه این داستان سرایی فرهنگی در بهترین شکل آن بود.

دسترخوان اصلی؛ میزی پر از گنج ها

غذای اصلی یک سفره تماشایی بود که به راحتی می توانست یک جشن را سیر کند. دو غذای برنجی مرکز آن را تشکیل می دادند: برنج اسفنج پررنگ و قابلی پلو خیره کننده، برنج خوشبوی گوشت گوسفند تزئین شده با زردک خلال شده و کشمش مزه دار آفتابی و بادام های رنده شده و این غذا ارزش بازدید را داشت!

اما بعد مخلفات آمد: بادمجان خامه ای، دال دلچسب، کوفته های تند، و سلاته افغانی. اما ستاره دیگر دسترخوان، مرغ دو بار پخته شده بود، آنقدر نرم که عملاً روی زبانمان آب می شد، با مصاله هایی که بدون غلبه با هم می خواندند.

مریم و من به یکدیگر از آن سوی میز نگاه کردیم، و بدون کلام، هر دو می دانستیم: این یکی از آن غذاهایی بود که برای همیشه به یاد خواهیم داشت.

پایان های شیرین و سنت های گرم

مهمان داران ما در ساربان در پایان شیر یخ پسته ای را برای ما آوردند که طعم پسته با خوشبوهی هیل از دور خودنمایی میکردند، با تمام یخ بودن فضای شام دل انگیر را گرم کرده بود و این پایان کاملی برای چنین غذای غنی شد.

مشاهده ای زیبا

چیزی که دل های ما را لمس کرد این بود که متوجه شدیم در حالی که ما و یک زوج دیگر به نظر می رسید از تبار افغانی هستیم، رستوران پر از خانواده ها، زوج ها و دوستان هالندی و دیگر شهر های اروپا بود و همه کاملاً از این تجربه اصیل افغانی لذت می بردند. این تجربه زیبایی بود بر اینکه چگونه غذا واقعاً مردم را در فرهنگ های مختلف به هم متصل می کند.

در دنیایی که به نظر میرسد مردم توسط خطوط روی نقشه تقسیم شده اند اما اینجا اتاقی پر از مردم از پیشینه های مختلف بود که همه در قدردانی از مهمان نوازی و غذای افغانی متحد شده بودند.

توصیه صمیمانه ما

رستورانت ساربان فقط در مورد خوردن نیست؛ در مورد تجربه کردن است. در مورد کند شدن زمان چون دسترخوان افغانی باید در طول زمان چشیده شوند!. این رستورانت در مورد ارتباط با عزیزان، و باز کردن قلب به فرهنگی است که با وجود سختی هایی که تحمل کرده، زیبایی زیادی برای به اشتراک گذاشتن دارد.

قیمت ها برای کیفیت و کمیتی که دریافت می کنید بسیار منصفانه هستند. پورشن های غذا سخاوتمندانه هستند بدون اینکه اسراف کارانه باشند. و دانستن اینکه شام شما همچنین یک وعده غذایی برای یک شخص نیازمند دیگر فراهم می کند؟ این نوع تجربه غذایی است که هم بدن و هم روح را تغذیه می کند.

به خانواده علیزاده و کل تیم رستورانت ساربان  این موفقیت را تبریک میگویم و قلباً متشکریم که ساربان های واقعی هستید، راهنمایانی که نه فقط طعم های افغانستان، بلکه قلب آن را به ما نشان داده اید.

Author