در آغاز لازم میدانم یک نکته را روشن بسازم. جند روز قبل وقتی در رابطه به «هفت هزار سال تمدن» نوشتم، منظورم این نبود که در گذشته بمانیم، بلکه هدف این بود که یادآوری کنیم این میراث بزرگ نباید فراموش شود. این گذشته، متعلق به یک قوم یا یک گروه خاص نیست. این میراث، از آنِ همه کسانی است که در این سرزمین زندگی کردهاند، از همه اقوام افغانستان گرفته تا هموطنان اهل هنود افغانستان. این یک تاریخ مشترک است، نه یک روایت جداگانه.
در این روزها زیاد میشنوم که بعضیها میگویند «گذشته را رها کنید، از آینده صحبت کنید». در ظاهر این جمله منطقی به نظر میرسد، اما در واقع یک سوءتفاهم بزرگ در آن نهفته است. آینده بدون شناخت گذشته، مانند ساختن یک خانه بدون نقشه است.
برای فهم بهتر، بیایید چند مثال ساده و روزمره را در نظر بگیریم.
فرض کنید شما میخواهید یک خانه بسازید. آیا بدون دیدن زمین، بدون دانستن نوع خاک و بدون بررسی تجربههای قبلی، شروع به ساخت میکنید؟ اگر چنین کنید، احتمال دارد خانهتان بعد از مدتی خراب بشود و یا حتی فرو بریزد. گذشته، همان بررسی زمین و تجربههای قبلی است که به شما میگوید چگونه محکمتر بسازید.
یا تصور کنید یک مریض به داکتر مراجعه میکند. اگر داکتر از گذشته مریض، از بیماریهای قبلی و داروهایی که استفاده کرده، چیزی نداند، آیا میتواند درمان درست بدهد؟ قطعاً نه. شناخت گذشته، کلید تشخیص درست و ساختن یک آینده سالم است.
یک مثال دیگر: اگر یک راننده در جادهای چند بار تصادف کرده باشد، آیا بهتر نیست مسیر خود را تغییر دهد یا با احتیاط بیشتری رانندگی کند؟ اگر بگوید «گذشته مهم نیست»، احتمالاً دوباره همان اشتباه را تکرار خواهد کرد.
کشورها و ملتها نیز دقیقاً همینگونه هستند. اگر یک ملت نداند که در گذشته چه اشتباهاتی کرده، چه فرصتهایی را از دست داده و چه موفقیتهایی داشته، چگونه میتواند راه درست آینده را انتخاب کند؟
شناخت گذشته به معنی ماندن در گذشته نیست. به معنی درس گرفتن است. به معنی این است که اشتباهات را تکرار نکنیم و موفقیتها را بهتر ادامه دهیم.
ملتهایی که امروز پیشرفته هستند، دقیقاً به این دلیل موفق شدهاند که تاریخ خود را مطالعه کردهاند، از آن آموختهاند و بر اساس آن برنامهریزی کردهاند. آنها گذشته را فراموش نکردند، بلکه آن را به یک راهنما برای آینده تبدیل کردند.
مشکل زمانی به وجود میآید که ما گذشته را یا کاملاً نادیده بگیریم، یا فقط در آن بمانیم. هر دو اشتباه است. راه درست این است که گذشته را بفهمیم، از آن عبور کنیم و آینده را آگاهانه بسازیم.
در حقیقت، گذشته چراغ راه آینده است. اگر این چراغ را خاموش کنیم، در تاریکی حرکت خواهیم کرد.
سوال ساده این است: آیا میتوان بدون شناخت مسیر طیشده، راه درست پیشرو را پیدا کرد؟
پاسخ روشن است: نه.
در پایان، خوشحال میشوم دیدگاهها و نظریات شما دوستان عزیز را نیز در این مورد بشنوم. به نظر شما، شناخت گذشته تا چه اندازه در ساختن آینده نقش دارد؟
نور وجوهات