افغانستان برای بازسازی تنها به سرک، ساختمان و پروژه های اقتصادی نیاز ندارد. مهم تر از همه، این کشور به یک فرهنگ نوین و سالم نیاز دارد. فرهنگی که بتواند ذهن انسان ها را تغییر دهد، اعتماد ایجاد کند و مردم را دوباره به آینده امیدوار سازد. هیچ کشوری تنها با پول و سیاست ساخته نشده است. ملت ها زمانی دوباره برخاسته اند که فرهنگ اجتماعی و طرز فکر مردم نیز تغییر کرده باشد.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند فرهنگی است که در آن احترام به انسان اصل باشد. در جامعه ای که سال ها جنگ، نفرت، تعصب و انتقام حاکم بوده، بازسازی واقعی زمانی آغاز می شود که مردم یاد بگیرند حتی با وجود اختلاف نظر، به یکدیگر احترام بگذارند. کشوری که مردم آن هر روز همدیگر را تحقیر کنند، توهین نمایند و به جای گفتگو دشمنی انتخاب کنند، نمی تواند آینده ای آرام بسازد.
فرهنگ مسئولیت پذیری نیز یکی از پایه های اساسی بازسازی افغانستان است. سال ها بسیاری از مردم عادت کرده اند که همه مشکلات را تنها به گردن دولت، قوم دیگر یا کشورهای خارجی بیندازند. در حالی که ساختن یک کشور وظیفه مشترک همه شهروندان است. هر فرد باید از خود آغاز کند. از صداقت در کار، احترام به قانون، پاک نگه داشتن شهر، رعایت حقوق دیگران و کمک به جامعه.
افغانستان همچنان نیازمند فرهنگی است که علم و دانش را ارزش بداند. هیچ جامعه ای بدون آموزش پیشرفت نکرده است. کشوری که معلم در آن احترام نداشته باشد و جوانان به جای علم به خشونت، تعصب یا مهاجرت فکر کنند، در مسیر پیشرفت قرار نمی گیرد. باید فرهنگی شکل بگیرد که کتاب، دانشگاه، تحقیق و مهارت آموزی را افتخار بداند نه چیز بی ارزش.
یکی دیگر از نیازهای مهم افغانستان، فرهنگ پذیرش تفاوت ها است. افغانستان کشوری متنوع از نگاه قومی، زبانی و مذهبی است. این تنوع نباید تهدید باشد، بلکه می تواند بزرگ ترین قدرت کشور باشد. ملت های موفق جهان یاد گرفته اند که با وجود تفاوت ها در کنار هم زندگی کنند. افغانستان نیز زمانی قوی می شود که مردم به جای نفرت قومی، خود را شریک سرنوشت مشترک بدانند.
فرهنگ نقد سالم نیز بسیار مهم است. در جامعه ما گاهی هر انتقاد به دشمنی تبدیل می شود و هر اختلاف نظر به توهین و نفرت می انجامد. در حالی که ملت های پیشرفته از نقد برای اصلاح استفاده می کنند. افغانستان به فضایی نیاز دارد که مردم بتوانند آزادانه فکر کنند، گفتگو نمایند و بدون ترس دیدگاه های مختلف را مطرح کنند.
در کنار این ها، افغانستان به فرهنگی نیاز دارد که زنان را بخشی از آینده کشور بداند نه حاشیه جامعه. هیچ کشوری با حذف نیمی از جمعیت خود آباد نشده است. زنان افغان می توانند در آموزش، اقتصاد، هنر، سیاست و علم نقش بزرگی داشته باشند. جامعه ای که فرصت رشد را از زنان بگیرد، در حقیقت آینده خود را محدود می کند.
افغانستان همچنین به فرهنگی نیاز دارد که امید را زنده نگه دارد. نسل های زیادی با جنگ، مهاجرت، فقر و ناامیدی بزرگ شده اند. اما هیچ کشوری بدون امید ساخته نمی شود. مردم باید باور کنند که تغییر ممکن است و آینده می تواند بهتر از گذشته باشد.
بازسازی افغانستان تنها کار سیاستمداران نیست. این مسئولیت از خانه ها، مکتب ها، رسانه ها، مسجدها، دانشگاه ها و رفتار روزمره مردم آغاز می شود. اگر فرهنگ تغییر کند، سیاست و اقتصاد نیز آرام آرام تغییر خواهند کرد.
افغانستان برای برخاستن دوباره، بیش از هر چیز به فرهنگ احترام، دانش، مسئولیت، همدیگرپذیری و امید نیاز دارد. شاید ساختمان ها را بتوان در چند سال ساخت، اما ساختن یک فرهنگ سالم زمان می خواهد. با این حال، همین فرهنگ می تواند آینده ای بسازد که نسل های بعدی افغانستان با افتخار در آن زندگی کنند.
نور وجوهات