در شرایط کنونی افغانستان بسیاری از مردم می پرسند که در برابر طالبان چه باید کرد؟ آیا بیرون شدن به سرک ها راه حل است؟

واقعیت این است که امروز بسیاری از زنان و مردان افغانستان می دانند که اعتراض خیابانی می تواند به زندان، شکنجه و سرکوب منجر شود. اما این به آن معنا نیست که مردم هیچ راهی برای مبارزه ندارند.

تاریخ نشان داده است که حکومت های استبدادی همیشه از یک چیز بیشتر از تفنگ می ترسند: مردم آگاه و متحد.

طالبان می توانند دروازه یک مکتب را ببندند، اما نمی توانند جلو یادگیری را بگیرند. آنها می توانند یک رسانه را خاموش کنند، اما نمی توانند حقیقت را برای همیشه دفن کنند. آنها می توانند یک فرد را زندانی کنند، اما نمی توانند آرزوی آزادی را از دل میلیون ها انسان بیرون کنند.

امروز مبارزه واقعی افغانستان، مبارزه آگاهی است. هر پدر و مادری که فرزندان خود را به آموزش تشویق می کند، در حال مبارزه است. هر زنی که با وجود محدودیت ها به یادگیری ادامه می دهد، در حال مبارزه است. هر جوانی که حقیقت را بیان می کند و در برابر دروغ تسلیم نمی شود، در حال مبارزه است.

در افریقای جنوبی نظام آپارتاید شکست خورد. در اروپای شرقی حکومت های کمونیستی سقوط کردند. در بسیاری از کشورهای جهان مردم بدون داشتن سلاح توانستند آینده خود را تغییر دهند. دلیل آن این بود که آگاهی را نمی توان زندانی کرد.

بزرگ ترین اشتباه این است که مردم فکر کنند هیچ کاری از دست آنان ساخته نیست. استبداد زمانی قوی می شود که مردم ناامید شوند. اما وقتی مردم امید، دانش و همبستگی خود را حفظ کنند، هیچ قدرتی برای همیشه باقی نمی ماند.

افغانستان بیش از هر زمان دیگر به زنان و مردان آگاه، باسواد، متحد و مسئول نیاز دارد. آینده این کشور را تفنگ نمی سازد. آینده را کسانی می سازند که می آموزند، آگاهی می دهند، حقیقت را می گویند و تسلیم ترس نمی شوند.

هر کتابی که خوانده می شود، هر کودکی که آموزش میبیند، هر حقیقتی که گفته می شود و هر ذهنی که بیدار می شود، یک گام به سوی آزادی افغانستان است.

نور وجوهات

Author