انتقاد از حکومت، فعلی، مجاهدین و هر شخصیت سیاسی حق هر شهروند است، اما میان انتقاد و توهین تفاوت بزرگی وجود دارد.

چند روز پیش ویدیوی یک دختر جوان و زیبای آوازخوان را دیدم که در یکی از کشورهای غربی زندگی می کند. او هنگام صحبت درباره مسئولان حکومت، از بسیار زشت ترین و توهین آمیزترین الفاظ استفاده می کرد. راستش چنین سخنانی را از یک دختر جوان که در غرب و در  یک فضای آزاد و دموکراتیک زندگی می کند، انتظار نداشتم.

این تنها یک نمونه نیست. بیش از چهل سال است که از بیرون افغانستان، عده ای شب و روز به حکومت ها، رهبران، مجاهدین، حکومت فعلی و سیاستمداران ناسزا می گویند و آنان را توهین می کنند. اما یک پرسش مهم وجود دارد: نتیجه چه بوده است؟ آیا با توهین، افغانستان آباد شد؟ آیا جنگ پایان یافت؟ آیا فساد از بین رفت؟ آیا مردم به آزادی، عدالت و رفاه رسیدند؟ پاسخ روشن است: نخیر.

توهین نه حکومتی را اصلاح می کند، نه اندیشه ای را تغییر می دهد و نه مردم را به هم نزدیک می سازد. برعکس، نفرت را بیشتر می کند، جامعه را دوقطبی می سازد و راه گفت وگو را می بندد.

اگر یک مقام حکومتی، یک فرمانده مجاهد، یک عضو طالبان یا هر شخصیت دیگری اشتباه کرده است، باید با دلیل، سند و منطق از او انتقاد کرد. سخنی که بر پایه حقیقت و استدلال باشد، ارزش دارد و می تواند بر افکار مردم تأثیر بگذارد. اما ناسزا تنها احساسات را تحریک می کند و هیچ تغییری به وجود نمی آورد.

در کشورهای پیشرفته نیز مردم از رئیس جمهور، وزیران و احزاب سیاسی انتقاد می کنند، اما بیشتر این انتقادها بر پایه قانون، منطق و احترام است، نه الفاظ توهین آمیز. همین فرهنگ گفت وگو یکی از دلایل پیشرفت آن کشورها است.

افغانستان بیش از چهار دهه از جنگ، خشونت، نفرت و تفرقه آسیب دیده است. اگر امروز نیز زبان ما پر از توهین باشد، فردای ما بهتر از دیروز نخواهد شد. آنچه افغانستان را تغییر می دهد، ناسزا نیست؛ بلکه دانش، تعلیم، استدلال، اتحاد مردم و مبارزه مدنی است.

بیایید یاد بگیریم که می توان با یک حکومت، یک حزب، یک گروه یا یک فرد کاملاً مخالف بود، اما همچنان با احترام سخن گفت. احترام نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه فرهنگ، شخصیت و بلوغ یک انسان است.

نور وجوهات

Author