دپلوماسی نشانه ضعف نیست. امروز بعضی از افغانها از سخنان داکتر عایشه وهاب انتقاد میکنند، چون گفته است امریکا در برابر افغانستان، هر کسی که در قدرت باشد، باید راه دپلوماسی را دنبال کند.
اما یک سوال ساده دارم:
اگر با کسی اختلاف داریم، آیا تنها راه حل جنگ است؟
دپلوماسی به این معنا نیست که شما طالبان را قبول دارید، از سیاستهای آنان حمایت میکنید، یا در برابر ظلم خاموش میمانید. دپلوماسی یعنی حتی با کسی که شدیداً با او مخالف هستید، راه گفتگو را باز نگه دارید.
شما آتش را با آتش خاموش کرده نمیتوانید. اگر در یک خانه آتش باشد و شما برای خاموش کردن آن بنزین بریزید، خانه بیشتر میسوزد.
افغانستان بیش از چهل سال جنگ را تجربه کرده است. هر بار فکر کردیم شاید با تفنگ مشکل را حل کنیم. نتیجه چه شد؟
کشته دادیم. مهاجر شدیم. خانهها ویران شد. نسلها از تعلیم عقب ماندند. حکومتها آمدند و رفتند، اما درد مردم باقی ماند.
حتی دشمنان در میدان جنگ، در آخر مجبور میشوند پشت یک میز بنشینند. پس چرا باید هزاران انسان اول کشته شوند تا بعد به همان میز مذاکره برسیم؟
دپلوماسی یعنی گفتگو همراه با فشار، شرط، مطالبه و حسابخواهی. امریکا میتواند با طالبان گفتگو کند و در همان زمان درباره حق تعلیم دختران، حقوق زنان، امنیت، حقوق اقلیتها و آزادیهای مردم افغانستان فشار وارد کند.
صحبت کردن با یک حکومت به معنای دوست بودن با آن حکومت نیست.
یک داکتر برای تداوی مریضی باید اول با مریض روبرو شود. روبرو شدن با مریض به معنای قبول کردن مریضی نیست. هدف پیدا کردن راه علاج است.
ما افغانها باید یک درس بزرگ از تاریخ خود بگیریم:
جنگ شاید در چند دقیقه آغاز شود، اما زخمش ممکن است چند نسل باقی بماند.
دپلوماسی همیشه نتیجه نمیدهد، اما تا زمانی که امکان گفتگو وجود دارد، گفتگو باید قبل از گلوله امتحان شود.
افغانستان به آتش تازه ضرورت ندارد.
افغانستان به عقل، گفتگو، فشار سیاسی و راهی ضرورت دارد که مردم آن دوباره قربانی جنگ دیگران نشوند.
نور وجوهات