امروز در یکی از بحثها، یکی از دوستان محترم آقای غلام فاروق شریف از من پرسید: وقتی طالبان امنیت آوردهاند، شهرها را آباد میکنند، با مواد مخدر مبارزه کردهاند و پروژه قوشتیپه را پیش میبرند، چرا شما موضوع بسته بودن مکاتب دختران را با این کارها ارتباط میدهید؟ ایشان همچنان از تحت کشت قرار گرفتن میلیونها جریب زمین و به کار افتادن دو میلیون زارع و کارگر سخن گفتند.
من فکر میکنم این بحث ارزش آن را دارد که فراتر از یک کامنت درباره آن صحبت کنیم.
نخست، شما که از طالبان حمایت میکنید، من با آن هیچ مشکلی ندارم. این حق شماست که از هر حکومت یا گروهی که میخواهید حمایت کنید. همانگونه که این حق من و هر شهروند دیگر است که عملکرد آن حکومت را نقد و ارزیابی کنیم.
اما وقتی در یک بحث عمومی از میلیونها جریب زمین، دو میلیون زارع و کارگر، آبادی، امنیت و دستاوردهای بزرگ اقتصادی صحبت میکنیم، مردم حق دارند بپرسند: منبع این ارقام چیست؟
من از شما آمار و اسناد رسمی میخواهم، نه معلومات شفاهی.
لطفاً برای من و خوانندگان روشن بسازید: چند جریب زمین عملاً تحت کشت قرار گرفته است؟ دو میلیون زارع و کارگر بر اساس کدام آمار به کار افتادهاند؟ چند کار دایمی ایجاد شده است؟ این ارقام را کدام اداره رسمی منتشر کرده است؟
اگر این ارقام درست باشد، من هیچ مشکلی با پذیرفتن آن ندارم. کار خوب را باید خوب گفت.
اما عجیبترین چیز برایم این است که امروز بعضی از افراد تحصیلکرده فکر میکنند وقتی از سرک، کانال و آبادی صحبت میکنیم، بسته بودن دروازه مکاتب و پوهنتونها به روی دختران موضوع جداگانهای است که نباید در ارزیابی حکومت مطرح شود.
چرا؟
مگر وظیفه حکومت فقط ساختن سرک و کانال است؟
افغانستان هم سرک میخواهد و هم مکتب. هم امنیت میخواهد و هم آزادی. هم زراعت میخواهد و هم پوهنتون. هم کار میخواهد و هم حقوق برابر برای شهروندان.
اگر طالبان سرک میسازند، میگوییم خوب است. اگر پروژهای واقعاً باعث ایجاد کار و بهبود زندگی مردم شده، آن را هم میپذیریم. اما هیچکدام اینها نمیتواند محروم کردن دختران از تعلیم را توجیه کند.
سرکسازی وظیفه یک حکومت است، نه امتیازی که در بدل آن حق تعلیم نصف جامعه قربانی شود.
سرک را فردا هم میتوان ساخت. کانال را میتوان تکمیل کرد. اما سالهایی را که از عمر یک دختر گرفته میشود، چه کسی میتواند دوباره به او برگرداند؟
آبادی یک کشور فقط قیر کردن سرک و ساختن کانال نیست. آبادی انسان هم است. اگر ساختمانها و سرکهای ما نو شوند، اما یک نسل از دختران ما از تعلیم محروم بمانند، آیا واقعاً میتوانیم نام آن را پیشرفت بگذاریم؟
من نه میخواهم کار خوب طالبان را انکار کنم و نه از کسی میخواهم به خاطر نظر من از طالبان حمایت نکند. بحث من بسیار ساده است: با یک معیار همه چیز را ارزیابی کنیم. کار خوب را خوب بگوییم، کار نادرست را نادرست، و برای ادعاهای بزرگ آمار و اسناد بخواهیم.
مردم حق دارند آگاه شوند.
حمایت حق شماست، نقد حق من است، اما واقعیت باید با آمار و اسناد ثابت شود، نه با شعار و معلومات شفاهی.
نور وجوهات