نویسنده: نور وجوهات

افغانستان، با فرهنگ غنی و میراث کهن خود، قرن‌ها پیش از آنکه پاکستان حتی به‌عنوان یک طرح شکل بگیرد، به‌عنوان یک هویت مستقل وجود داشت. در مقابل، پاکستان حاصل مهندسی استعماری بریتانیا بود—محصول سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» که جوامع شبه‌قاره هند را بر اساس خطوط دینی متفرق ساخت.

پیش از ورود استعمار، روابط میان هندوها و مسلمانان در این منطقه پیچیده اما انعطاف‌پذیر بود. هرچند گاه‌گاه تنش‌هایی وجود داشت، اما فرهنگ‌ها در هم تنیده بودند، سنت‌ها به اشتراک گذاشته می‌شد، و همزیستی بین ادیان امری رایج بود. اما سیاست‌های استعماری این تعادل را برهم زد. بریتانیا مردم را بر اساس مذهب طبقه‌بندی کرد، گروه‌هایی را در حکومت و تسلط نظامی بر دیگران ترجیح داد، و برای حفظ قدرت خود، بی‌اعتمادی را میان اقوام کاشت.

تقسیم هند در سال ۱۹۴۷ که به پیدایش پاکستان انجامید، تنها سرحدی جغرافیایی نبود—بلکه یک فاجعه تاریخی بود. میلیون‌ها نفر آواره شدند، خانواده‌ها و فرهنگ‌ها از هم گسستند، و نسلی با زخم‌های عمیق به جای ماند. این واقعه تخم تنش‌های جیوپولیتیکی را نه تنها میان هند و پاکستان، بلکه در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی پاشید. مداخلات غربی، به جای ترمیم زخم‌ها، آن‌ها را عمیق‌تر ساخت و ملت‌های همسایه را به دشمنان تبدیل کرد.

امروز، این زخم‌ها به روش‌های نگران‌کننده‌ای دوباره باز می‌شوند. پاکستان آغاز به نام‌گذاری موشک‌های خود به نام شخصیت‌های تاریخی افغانستان، چون شهاب الدین غوری، محمود غزنوی و احمدشاه ابدالی کرده است—نام‌هایی که در حافظه ملی افغان‌ها جایگاه عمیق دارند. این‌ها تنها جنگ‌جویان تاریخی نیستند؛ بلکه نمادهای مقاومت، حاکمیت، و افتخار ملی‌اند.

استفاده از این نام‌ها بر سلاح‌های جنگی، ادای احترام نیست—بلکه نوعی مصادره فرهنگی است. برای بسیاری از افغان‌ها، این اقدام نوعی جنگ روانی به‌حساب می‌آید: تلاشی آگاهانه برای تغییر معنای قهرمانان‌شان و گنجاندن آنان در روایت نظامی پاکستان. این کار تاریخ را تحریف می‌کند، بر درد گذشته نمک می‌پاشد، و ملتی را که سال‌هاست زیر فشار جنگ و آوارگی قرار دارد، بیش‌تر منزوی می‌سازد.

در زمانی‌که منطقه به آرامش نیاز دارد، این‌گونه اقدامات نمادین تنها به بی‌اعتمادی دامن می‌زنند. آن‌ها پلی نمی‌سازند—بلکه پل‌ها را می‌سوزانند. در جهانی پسااستعماری که هنوز در جست‌وجوی صدای مستقل خود است، سلاح ساختن از تاریخ، بازی خطرناکی است. و آنان‌که وارد این بازی می‌شوند، آینده‌ای را به آتش می‌کشند که هنوز می‌تواند نوید صلح در دل داشته باشد

Author