رییس جمهوری ایران مسعود پزشکیان در همایش بزرگداشت ابوعلی سینا در همدان، از ذکر تخلص “بلخی” این دانشمند بزرگ خودداری کرد.
این رویکرد که در پیام های قبلی وی نیز مشاهده شده، واکنش های گسترده ای در میان فعالان افغان برانگیخته است.
پزشکیان در اول سنبله نیز در صفحه اکس خود، زادروز ابن سینا را بدون ذکر تخلص بلخی گرامی داشت.
سفارت ایران در کابل نیز همین رویه را در پیش گرفته بود. این اقدام در حالی صورت گرفته که ابن سینا در بلخ متولد شده و ریشه های خانوادگی او به این شهر باز می گردد.
نجیب بارور در واکنش به این جنجال ها نوشت که ابن سینا در افشنه بخارا متولد شده و تنها والدینش اصالت بلخی داشته اند. وی تاکید کرد که این بزرگان خود را متعلق به همه می دانستند و نباید بر سر آنها هیاهو کرد.
باور که به گفته کاربران شبکه های اجتماعی به ایران و رهبری این کشور گرایش دارد نوشته است: “اینروزها بگومگوهایی در باب بوعلی سینا شروع شده است.
متأسفانه شناخت ما از بزرگان پیشین در حد «این از ماست و آن از آنهاست» خلاصه میشود.
زیاد پیش آمده است که نزاعهای اجتماعی به خاطر مولوی نیز شکل گرفته است اما اگر بلفرض از هیاهوگران بپرسیم ده دقیقه درمورد مولوی یا بوعلی و زندگی ایشان صحبت کند، مطمئناً که چیزی برای گفتن نخواهد داشت و نخواهد دانست که همین مولوی را که ما متعلق به جغرافیای افغانستان امروزی میدانیم، جز دوره کودکی هرگز در افغانستان نزیسته و بوعلی شاید هرگز به آنجا نرفته است.
بهرحال، بوعلی سینا در سال ۳۷۰ هجری در روستای «افشنه» از توابع بخارا زاده شده است، گویا پدر و مادرش اصالت بلخی داشته است.
وی در آشوبهای سیاسی خراسان مدتی درخوارزم یا «ترکمنستان» امروزی زندگی کرد، سپس از دست غزنویان فراری شد و در آخرین مورد وزیر آل بویه در همدان ایران امروزی شد و تا آخر عمر آنجا زیست و از جهان رفت.
گذشته از همهٔ اینها، مولوی که در روم با سلجوقیان بسر برد و بوعلی که به آل بویه پناه برد، مثل ما کوچک نیندیشیدند بلکه به عنوان بزرگان یک حوزه بزرگ خود را متعلق به همه دانستند، چرا اینقدر گاه هیاهوی بسیار بر سر هیچ میکنیم؟ مولوی و بوعلی وقتی از ما میشوند که آنان را بشناسیم و بخوانیم.
شما یک نماد یادبود نه برای بوعلی و نه برای مولوی در جغرافیایی به نام افغانستان نمییابید، همن نامگذاری «روز جهانی پزشک» به نام او از خیر و برکت ایرانیها بوده، پس بهتر است سر و صدای اضافی نکنیم!”
کابران شبکه های اجتماعی زیر پست آقای بارور به این نوشته او انتقاد کرده و کاربری به اسم اسد الله ژرفبین نوشته است که ” من بالای شما بمثابه یک شاعر معاصر جوان حساب میکردم ولی می بینم که روز بروز بسوی بیراهه روان استید و چیز های را مطرح میسازید که گویا اصلا از سرزمین ما نباشید و بمثابه یک اجنبی سوگند خورده عمل میکنید. متاسف استم برایتان!!!!”