چرا فساد، رشوهخواری و حرص برای پول و قدرت در افغانستان تا این اندازه گسترش یافت، به نظر من نباید آن را به «طبیعت مردم افغانستان» نسبت داد. فساد بیشتر محصول شرایط، نظام و نهادهای ضعیف است.
چند عامل مهم را میتوان چنین خلاصه کرد:
۱. دههها جنگ و بیثباتی
وقتی یک جامعه بیش از چهل سال جنگ را تجربه میکند، اعتماد مردم به دولت، قانون و حتی یکدیگر آسیب میبیند. بعضیها به این نتیجه میرسند که «امروز هرچه میتوانی بگیر، چون فردا معلوم نیست چه میشود.»
۲. ضعف حاکمیت قانون
وقتی یک مامور یا مقام بداند که با گرفتن رشوه یا اختلاس مجازات جدی نمیشود، زمینه فساد بیشتر میشود. قانون اگر فقط برای افراد ضعیف باشد و قدرتمندان از آن بالاتر باشند، فساد رشد میکند.
۳. فرهنگ واسطه و روابط شخصی
در بسیاری موارد، شایستگی جای خود را به قوم، خویشاوند، دوست، حزب و واسطه داده است. وقتی یک شخص میبیند دیگری بدون لیاقت و فقط از طریق رابطه به مقام میرسد، اعتمادش به سیستم از بین میرود.
۴. فقر و معاش پایین
فقر به تنهایی انسان را فاسد نمیکند، اما وقتی یک مامور معاش کافی برای زندگی ندارد و همزمان فرصت رشوه گرفتن برایش فراهم است، خطر فساد بیشتر میشود.
۵. ورود پول بسیار زیاد بدون نظارت کافی
بعد از سال ۲۰۰۱ میلیاردها دالر کمک خارجی وارد افغانستان شد، اما نهادهای دولتی و سیستمهای نظارتی به اندازه کافی قوی نبودند. وقتی پول زیاد با نظارت ضعیف یکجا شود، فرصت فساد بسیار بزرگ میشود.
۶. قدرت بدون حسابدهی
یکی از خطرناکترین عوامل همین است. اگر وزیر، والی، قوماندان، وکیل یا مقام بلندرتبه بداند که کسی از او نمیپرسد «این پول را از کجا کردی؟»، قدرت میتواند به وسیله ثروتمند شدن تبدیل شود.
۷. عادی شدن فساد
وقتی رشوه و واسطه برای سالها ادامه پیدا کند، مردم کمکم آن را بخشی از زندگی روزمره میدانند. حتی ممکن است گفته شود: «بدون پول دادن کار پیش نمیرود.» در این مرحله فساد از رفتار چند فرد به مشکل اجتماعی تبدیل میشود.
۸. ترس از آینده و حرص برای جمعآوری ثروت
در کشوری که حکومتها سقوط میکنند و آینده نامعلوم است، بعضی صاحبان قدرت تلاش میکنند در مدت کوتاه بیشترین پول، زمین و دارایی را جمع کنند. این همان ذهنیت «فرصت امروز شاید فردا نباشد» است.
اما یک نکته بسیار مهم است: نباید بگوییم مردم افغانستان ذاتاً فاسد یا حریص هستند. همان افغان وقتی وارد جامعهای میشود که قانون تطبیق میشود، رشوه مجازات دارد و کار بر اساس اصول انجام میشود، در بسیاری موارد خود را با همان سیستم عیار میکند.
به همین دلیل، مبارزه با فساد تنها با نصیحت اخلاقی حل نمیشود. باید نهادهای قوی، محکمه مستقل، مطبوعات آزاد، شفافیت مالی، استخدام بر اساس شایستگی و تطبیق یکسان قانون بر فقیر و قدرتمند وجود داشته باشد.
به زبان بسیار ساده: اگر فساد سود داشته باشد و مجازات نداشته باشد، فساد رشد میکند. اگر صداقت ارزش داشته باشد و فساد هزینه داشته باشد، رفتار جامعه نیز به تدریج تغییر میکند.
نور وجوهات