بیست و پنج سال پیش در چنین روزی، هفتم اکتبر سال ۲۰۰۱، ایالات متحده امریکا در واکنش به پناه دادن رژیم اول طالبان به القاعده، به افغانستان حمله کرد. این جنگ که با هدف نابودی طالبان و القاعده آغاز شد و تریلیون‌ها دالر هزینه برداشت، سرانجام با خروج امریکا و بازگشت طالبان به قدرت پایان یافت.

زمانی که امریکا به افغانستان حمله کرد، تمنا رحیمی (نام مستعار) دختری ۱۰ ساله بود. او امریکا را نمی‌شناخت و این واژه برایش تنها نامی بود که پدرش از رادیو می‌شنید. پدرش مدام از احتمال حمله امریکا به افغانستان حرف می‌زد و برای تمنا، «حمله» معنای روشنی داشت: ترس، فرار و ترک خانه؛ تجربه‌ای که او و خانواده‌اش پیش از آن در جنگ‌های شمال افغانستان بارها از سر گذرانده بودند.

تمنا در کنار خبرهای رادیوی کهنه پدر، از مادرش حمیرا (نام مستعار) نیز قصه‌های مکتب رفتن را می‌شنید. با این حال، در دوره اول حاکمیت طالبان، او هرگز فرصت نیافت به مکتب برود. از آن سال‌ها، تصاویری از زندگی زنان در ذهنش باقی مانده است؛ زنانی که حتی اجازه نداشتند از خانه بیرون بروند.

اگرچه تمنا در آن زمان درک روشنی از وضعیت نداشت، اما امروز آن دوره را با یک واژه خلاصه می‌کند: «فاجعه». او می‌گوید این فاجعه‌ای است که اکنون، پس از دو دهه، بار دیگر با بازگشت طالبان به قدرت، آن را تجربه می‌کند. بیست و پنج سال پس از آغاز جنگی که قرار بود زندگی او را تغییر دهد، تمنا و میلیون‌ها زن افغان دیگر، بار دیگر با محدودیت‌های مشابهی روبرو هستند.

داستان تمنا، بازتابی از سرنوشت نسلی از افغان‌ها است که در چرخه بی‌پایان جنگ و صلح میان قدرت‌های خارجی و گروه‌های داخلی گرفتار آمده‌اند. جنگی که با وعده آزادی و دموکراسی آغاز شد، اما با بازگشت همان گروهی که برای سرنگونی‌اش آمده بودند، به پایانی تلخ رسید.

حالا در بیست و پنجمین سالگرد این رویداد، بسیاری از افغان‌ها مانند تمنا به گذشته می‌نگرند و آینده‌ای نامشخص را پیش روی خود می‌بینند. آن‌ها امیدوار بودند که جنگ پایانی بر دهه‌ها رنج باشد، اما اکنون خود را در نقطه‌ای می‌یابند که تاریخ باری دیگر در حال تکرار شدن است.

منبع: Zarin TV

🌐

Author