در افغانستان وقتی از مشکلات کشور صحبت میشود، بسیاریها میگویند: «اگر فلان شخص به قدرت برسد، همه چیز درست میشود.»
چرا ما همیشه به دنبال یک رهبر قوی هستیم، نه یک قانون قوی؟
یکی از دلایل این است که مردم ما کمتر دیدهاند که قانون بالای همه یکسان تطبیق شود.
برای مثال، وقتی یک آدم زورمند قانون را زیر پا میکند، کسی از او حساب نمیخواهد. اما اگر یک آدم عادی همان کار را انجام بدهد، مجازات میشود.
یا وقتی کسی در یک اداره دولتی کار داشته باشد، به جای اینکه از راه قانون کارش پیش برود، کوشش میکند یک واسطه پیدا کند.
وقتی مردم چنین چیزهایی را میبینند، طبیعی است که اعتمادشان به قانون کم شود و به اشخاص بانفوذ رو بیاورند.
اما مشکل همینجاست. اگر تمام امید ما به یک رهبر باشد، با رفتن او چه میشود؟
ما در افغانستان بارها شاهد تغییر حکومتها بودهایم، اما مشکلات اساسی ما همچنان باقی مانده است.
به باور من، افغانستان تنها به یک رئیسجمهور خوب ضرورت ندارد. ما به قانونی ضرورت داریم که حتی رئیسجمهور هم نتواند از آن سرپیچی کند.
قانون باید از حقوق مردم دفاع کند، نه از قدرت رهبران.
در پایان، پیش من یک سوال است:
اگر فردا رهبر مورد علاقه شما رئیسجمهور افغانستان شود و قانون جلو یکی از تصمیمهای او را بگیرد، شما از قانون حمایت میکنید یا از رهبر خود؟
جواب همین سوال نشان میدهد که ما چقدر به حاکمیت قانون باور داریم.
نور وجوهات